محمد رضا واليزاده معجزى

378

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

سالار الدوله در فكر جمع‌آورى قوى و حمله به پايتخت افتاد و قبلا هم گفتيم كه دولت ايران به نهايت فقر و بدبختى رسيده بود و نيروى قابل و مجهزى نه در تهران و شهرستان‌ها نداشت و لذا سالار الدوله اطمينان كامل داشت كه با نيروى عشاير غرب مىتواند دستگاه پوشالى تهران را درهم بكوبد و بر اريكه سلطنت ايران مستقر شود . اين هوس بيشتر موقعى عنان اختيار از كفش ربود كه ملك المتكلمين كه قبلا هم در كردستان رابط بين او و مشروطه‌خواهان بود ، از تهران به خرم‌آباد آمد و چند هفته نزد سالار الدوله ماند و جريانات سياسى تهران و اقدامات مشروطه‌خواهان و خودش را در مورد برانداختن سلطنت محمد على شاه و انتخاب سالار الدوله به شاهنشاهى به سمع او برساند و كاملا او را اميدوار كرد كه باتوجه به وضع آشفته و بىسامان تهران چنانچه با تجهيز عشاير لرستان به تهران حمله برد ، تاج و تخت سلطنت را تصاحب خواهد كرد . بيشتر قوت قلب سالار الدوله از اين لحاظ بود كه ملك المتكلمين او را از ائتلاف روس و انگليس عليه شاه و خصومت مجلس با وى مطمئن ساخته بود . بعد از حصول اطمينان از پوشالى بودن قواى دولتى و بلا دفاع بودن تهران ، سالار الدوله عزم خود را براى حمله به پايتخت جزم كرد . شاهزاده به‌طور محرمانه با چند نفر از خوانين مشورت مىكند سالار الدوله فكر خود را در خصوص حمله به تهران و تصاحب تاج‌وتخت نزد مشاورين دائمى كه از تهران همراهش آمده بودند و همين‌طور با خوانين سگوند رحيم خانى ( فاضل خان و حسن خان ) و ساير خوانين در ميان گذاشت . لرستانيان كه چنين چيزى را از خدا مىخواستند ، در جواب او گفتند : " اگر والى پشتكوه و نظر على خان امير اشرف امرايى از در صداقت و صميميت و با تمام نيرو شما را يارى دهند ، موفقيت شما صددرصد خواهد بود . شاهزاده در ضمن تشريح اوضاع تهران كه نيروى قابل ملاحظه‌اى در آن نيست ، جريان اقدامات ملك المتكلمين و مذاكرات او را با مشروطه‌خواهان و مستعد بودن مزاج مجلس و ملّت درباره خلع محمد على شاه از سلطنت و برگزيدن خود او را به جانشين محمد على شاه و نيز توافق دولتهاى انگليس و روس در خصوص برانداختن محمد على شاه را به استحضار خوانين و روساى لرستان رسانيده و گفت : " به حمد اللّه زمينه سلطنت من از هر حيث فراهم شده ، براى اين‌كه اولا امروز ملت ايران خواهان حكومت مشروطه مىباشند و برادر من پادشاه مستبد و خودرأى است و به هيچ‌وجه فكر او با